محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

471

خلد برين ( فارسى )

را كه پيش از وى نقاشان ايران از چهره‌گشائى آن عاجز بودند به قدرت قلم و قوت فكر بدايع رقم در ديار عجم شايع ساخت . در بدايت كار در سبزوار ملازمت سلطان ابراهيم ميرزا اختيار كرده در خدمتش به عراق آمد و در زمان دولت اسماعيل ميرزا در سلك عملهء كتابخانهء وى انتظام يافته بعد از آن به خراسان شتافت . و چون ماهجهء رايت آفتاب آيت نواب گيتىستان فردوس مكان از ديار خراسان بر ولايت عراق پرتو افكن گرديد در ركاب ظفر انتساب آن حضرت رخت اقامت به دار السلطنهء قزوين كشيد ، و بعد از آن كه مدتها در دولتخانهء مباركهء دار السلطنهء قزوين كار كرده بود به جهان جاودان نقل مكان نمود . ديگر از نادره كاران فن نقاشى مولانا على اصغر كاشى است كه او نيز به جواهر رقمى مشهور و در خدمت سلطان ابراهيم ميرزا بود و رفته رفته در سلك عملهء كتابخانهء اسماعيل ميرزا منسلك گرديده كار نقاشى را به مرتبهء كمال رسانيد . و آقا رضاى عباسى كه در عهد سلطنت ابد مدت نواب گيتىستان فردوس مكان در مصورى اعجوبهء زمان و يگانهء دوران بود ، خلف ارجمند استاد على اصغر مشار اليه است كه با آن كه در سايهء تربيت آن حضرت چون آفتاب مشهور و بر السنه و افواه جهانيان مذكور بود قدر آن موهبت نمىدانست و مانند صادقى بيك مدار روزگارش با كشتى گيران و قلندران در بيكارى مىگذشت و با آن كه از موايد احسان شهريار جهان پيوسته كامياب و كامران بود از اين راه اكثر اوقات با روز سياه و حال تباه روزگار مىگذرانيد . بالجمله تصوير كار آقا رضا تا اوايل زمان اعلى حضرت خاقان صاحب قران خلد آشيان چون مردم ديده در نظرها عزيز بود و در آن عهد خجسته و زمان فرخنده چون كار نقاشى [ 101 ] به پايهء سحر و اعجاز رسيد فى الجمله بازار اعتبار كارهاى وى كساد گرديد . ديگر از نقاشان زمان خاقان جنت مكان استاد ميرزا محمد اصفهانى شاگرد خواجه عبد العزيز كاكاست كه قلم قدرتش در كارپرداز و